خرید بک لینک

درباره سایت

فریغونیان

وبلاگ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی فریغونیان به منظور جمع آوری یادداشت ها و مقالاتیکه بمناسبت های مختلف و در زمان های متفاوت و در سایت های گوناگون بقلم اینجانب محمد الله وطندوست به نشر رسیده ایجاد گردیده است.البته در کنار مضامین گذشته مطالب جدید نیز به مطالعه خواننده گان گرامی عرضه می گردد. از جمع آوری مجموع یادداشت ها که شاید چند هفته را در بر گیرد نیز به دوستان خواننده اطمینان داده خواهد شد، از عزیزانیکه به این یادداشت ها علاقه می گیرند، آرزومندم نظریات و پشنهاد های خود را بمنظور رفع کمبود ها ابراز دارند تا در رفع نقایص توجه گردد، نویسنده گان محترمیکه به همه شهروندان افغانستان بدون تبعیض و تمایز احترام میگذارند نوشته های خود ذا غرض نشر به ایمل آدرس این ویبلاگ لطفا بفرستند ¨ با تقدیم احترام فایقه

امکانات وب

 

  •  محمد الله وطندوست
  • پیمان استراتژیک با پاکستان؟
  •  
  • پاکستان که با رهبران خود فروخته و مزدور انگیریز بکمک مستقیم انگلیس بعد از راه اندازی جنگ های وحشتناک مذهبی بین هندو و مسلمان در کشور بزرگ هند، از پیکر آن کشور جدا و بصورت مصنوعی ایجاد شد، از بدو تولد تا امروز جز ایجاد تشنبح و مشکل به دو همسایه شرقی و غربی خود یعنی هندوستان و افغانستان رسالت دیگری نداشته؛ به بهانۀ خط نا منهاد دیورند و مسأله کشمیر با هردو کشور تا سرحد برخورد مسلحانه پیشرفته است.
  •  کشور پاکستان که بر بنیاد مذهب از چند قوم و ملیت غیر متجانس بصورت غیر طبیعی خلق شده است، برای بقای خود ناگزیر بر مذهب تکیه می کند و با استفاده نا جائز از اعتقادات مذهبی مردم توده های ملیونی مسلمانان را بر بنیاد گرایی افراطی می کشاند. ایجاد هزاران مدرسه مذهبی مخصوصا در مناطق قبایلی و تربیت گروه های افراطی فقط و فقط برای حفظ قدرت  حاکمان انگریز صفت این کشور خدمت می کند و بس.
  • پاکستان که در برابر کشور قدرتمند و با نفوذ هندوستان نمی توانست کاری انجام دهد و در دو جنگ با آن کشور از شکست خود تجربه های معینی را بدست آورده بود،  خواست افغانستان را به عمق استراتژیک خود مبدل نموده از نیروی مادی و معنوی این کشور به سود خود استفاده نماید.  پلان شیطانی مداخله در امور داخلی افغانستان و تبدیل این کشور به عمق استراتژیک از همان آغاز ایجاد پاکستان مد نظر رهبران آن کشور بوده است. با در نظر داشت اوضاع و احوال قدم بقدم به این هدف تقرب جسته و از حوادث به نفع خود بهره برداری نموده اند.
  • زمانیکه گروه های اسلام گرایی افغانستان در زمان ریاست جمهوری مرحوم داوود خان در آن کشور لانه گزیدند و هنوز به اصطلاح از" کمونیسم و تجاوز شوروی" در افغانستان خبری نبود، از جانب دولت پاکستان مورد استقبال قرار گرفته با ایجاد کمپ ها و تربیت گاه های نظامی علیه دولت افغانستان مورد سوء استفاده قرار گرفتند. حملات گروه های اسلام گرا بکمک مستقیم پاکستان در پنجشیر و ولسوالی های ننگرهار در زمان مرحوم داوود خان اولین جرقه درگیری مسلحانه را در کشور شعله ور ساخت. گرچه این جرقه از جانب مردم خاموش شد؛ اما آتش افروزان پاکستان مطمئن شدند که در آینده می توانند چنین جرقه ها را به آتش سوزان تبدیل نمایند؛ چنانکه بعدها پس  از رویکار آمدن رژیم جدید آتش افروزی ها وسعت بیشتر یافت و مخالفین دولت از جانب آن کشور تسلیح و به افغانستان گسیل گردیدند.
  • از برکت مداخله درامور داخلی افغانستان و با استفاده ازشرایط جنگ سرد, سردمداران پاکستانی توانستند آتش جنگ را در کشور ما هر چه سوزانتر حفظ نموده و با تشویق مهاجرت و ایجاد کمپ ها به مهاجرین ملیون ها افغان را به مهاجرت در آن کشور تشویق و ترغیب نمایند.
  • سرازیر شدن کمک های سخاوتمندانه کشور های غربی و عربی بنام مجاهدین افغانی و تقسیم این کمک ها توسط آی.اس.آی پاکستان به گروپ های جهادی ، زمینۀ نفوذ و مداخلۀ دستگاه استخباراتی پاکستان را در میان مجاهدین چنان مساعد نمود که همه رهبران جهادی بلا استثناء تحت قيمومیت این دستگاه قرارگرفتند و مطابق هدایت و پلان آنان به ادامۀ جنگ و نابودی کشور شان سوق داده شدند.
  •  اگر این رهبران کوچکترین آزادی عمل و اختیار می داشتند، آیا وجدان آنها اجازه می داد که هموطنان بی گناه خود را توسط فیر راکت های کور در شهر ها به هلاکت رسانند و مکتب و مدرسه و سرک و شفاخانه و حتی بند برق و مسجد خود را تخریب نمایند؟ معلوم است که حرص و آز و رقابت برای بدست آوردن کمک بیشتر و جلب نظر آمرین استخبارات پاکستان عده ای از رهبران و کادر های احزاب اسلام گرا را در خدمت آی.اس.آی پاکستان کشانید و آنان را به مزدبیگیران دایمی این دستگاه جهنمی تبدیل نمود.
  • طالبان این پدیده ی وحشت و ترور که در ابتداء به نام منادیان صلح وارد صحنه گردید، بدتر از رهبران جهادی در خدمت استخبارات پاکستان قرار گرفتند و حتی از کمک های مستقیم نظامیان پاکستان و اعضای استخبارات پاکستان مستفید می شدند. تسلط طالبان درکشور بمعنی تسلط مستقیم نظامیان و دستگاه استخباراتی آن کشور در افغانستان بوده مشاوران پاکستانی در سطوح مختلف طالبان را رهنمایی و هدایت می نمودند.
  • نصر الله بابر وزیر داخله سابق پاکستان بصورت تصادفی ( پدر طالبان ) لقب نگرفته؛ بلکه با کمک مستقیم به طالبان و حمایت همه جانبه از آنان مفتخر به دریافت  این عنوان گردیده بود. او حتی بی شرمانه در ملاقات با رهبران جنبش ملی اسلامی افغانستان در مزارشریف خواسته بود تا پیمان همکاری میان طالبان و جنبش ملی اسلامی افغانستان را به نیابت از طالبان به امضاء برساند که از جانب رهبری جنبش به شدت رد گردید.
  • اگر همه این حوادث را با عملکرد دولت پاکستان بعد از یازده سپتمبر یکجا بگذاریم، متوجه می شویم که در اهداف آن کشور در قبال افغانستان تغیيری رونما نشده، همان پلان قبلی با وسایل جدید و در شرایط نوین مصرانه تعقیب می شود. پاکستان با پناه دادن به رهبران طالبان و تسليح آنان به تشنج و جنگ در افغانستان ادامه داده با تربیت عوامل انتحاری در مدارس به اصطلاح اسلامی ، عمل ضد اسلامی انتحاری را دامن فراختر و وسعیتر نموده است.
  • سردمداران پاکستانی نه تنها به صدور انتحاری ها می پردازند؛ بلکه در سرحدات کشور با فیر راکت ها و عملیات تمام عیار نظامی به تخریب قریه ها و دهات و اشغال پُسته های سرحدی و نفوذ در داخل خاک افغانستان می پردازند و در تداوم نا امنی و جنگ مساعدت می نمایند. این کشور گاهی با سوختاندن کاروان های اکمالاتی ناتو از کشور های غربی باج می گیرد و زمانی با مسدود ساختن بندر کراچی و شاهراه ها مردم مارا با کمبود مواد ضرورت اولیه مواجه می سازد و به تاجران افغانستان ملیون ها دالر خساره می رساند.
  • خلاصه دولت پاکستان از بدو پیدایش تا امروز هیچ گاهی در مورد افغانستان از حسن همجواری و همسایگی نیک و زیست با همی صلح آمیز استفاده نکرده، همیشه به خلق نا آرامی و تشنج دست یازدیده تلاش ورزیده است تا از مزدوران خود در چهرۀ افغان و باشنده افغانستان به نفع خود بهره برداری نماید.
  • طرح پیمان استراتژیک که در این روز ها در محافل حاکمه مزدور افغانستان بر سر زبان هاست، نشان دهندۀ نفوذ گسترده، عمیق و خطر ناک پاکستان در دستگاه دولت  افغانستان بوده امضای این پیمان جز به رسمیت شناختن اهداف نا مشروع پاکستان در کشور ما و صحه گذاشتن به تجاوز آشکار و مخفی آن کشور در افغانستان، به چیز دیگری تعبیر شده نمی تواند.
  • هیچ عقل سلیم حکم نمی کند که با دشمن قسم خورده پیمان همکاری آن هم پیمان استراتژیک و دراز مدت عقد گردد و در سایۀ چنین پیمان نظاره گر مداخلات و تجاوز آشکار و پنهان کشوری چون پاکستان در امور داخلی کشور خود باشیم. اگر چنین پیمانی به امضاء برسد به معنی تسلیمی بلاقید و شرط حاکمان کشور در برابر سردمداران پاکستان خواهد بود که طبعاً تنفر عمیق مردم و محافل صلح دوست و ترقی پسند کشور را در قبال خواهد داشت.
  • بنابران ، همه نیرو های ترقی خواه، ملی و وطندوست کشور وظیفه دارند تا در برابر این توطیه مزدوران حاکم در کشور ایستاده گی و مقاومت نمایند و نگذارند که دشمنان قسم خورده مردم افغانستان به سلطه و حاکمیت خود ادامه دهند.
  •  

برچسب: نویسنده: محمد الله وطندوست تاريخ: يکشنبه 30 / 7 ساعت: 17:22

صفحه بندی